چرا راضی نگه داشتن دیگران به روابط آسیب می زند؟!
مهربان بودن، همراهی کردن و در نظر گرفتن احساسات دیگران از ویژگیهای ارزشمند در یک رابطهاند. اما گاهی مرز میان مهربانی و مردمپسندی آنقدر باریک میشود که خود فرد هم متوجه نمیشود چه زمانی از یکی وارد دیگری شده است.
ممکن است بارها بگوییم: «هرچی تو دوست داری»، «برای من فرقی ندارد» یا «باشه، مشکلی نیست». شاید واقعاً هم قصد ما ایجاد آرامش و جلوگیری از تنش باشد. اما اگر این رفتار به یک الگوی همیشگی تبدیل شود، سؤال مهمی مطرح میشود:
در این رابطه، خواستهها و ترجیحات خودِ من کجا هستند؟
مردمپسندی فقط «زیادی مهربان بودن» نیست
فردی که تمایل زیادی به راضی نگه داشتن دیگران دارد، لزوماً آدمی بدون نظر، خواسته یا مرز شخصی نیست. اتفاقاً ممکن است دقیقاً بداند چه میخواهد، اما بیان آن برایش اضطرابآور باشد.
پشت سکوت او ممکن است سؤالهایی از این جنس وجود داشته باشد:
«اگر مخالفت کنم، ناراحت میشود؟»
«اگر نه بگویم، خودخواه به نظر میرسم؟»
«اگر خواستهام را مطرح کنم، ممکن است طرد شوم؟»
در چنین شرایطی، موافقت کردن فقط یک رفتار دوستانه نیست؛ گاهی راهی برای اجتناب از اضطراب، تعارض یا احتمال طرد شدن است.
چرا این رفتار ادامه پیدا میکند؟
فرض کنید از شما درخواستی میشود که واقعاً تمایلی به انجام آن ندارید. در ذهنتان میخواهید «نه» بگویید، اما نگران واکنش طرف مقابل میشوید.
در نهایت میگویید: «باشه.»
تنش تمام میشود و برای لحظهای احساس آرامش میکنید.
همین آرامش کوتاهمدت اهمیت زیادی دارد؛ چون ذهن ممکن است بهتدریج یاد بگیرد:
«وقتی خواسته واقعیام را بیان نمیکنم، امنترم.»
به این ترتیب، سکوت یا موافقت موقتاً اضطراب را کاهش میدهد و احتمال تکرار همان رفتار در آینده بیشتر میشود. چیزی که در کوتاهمدت آرامش ایجاد میکند، ممکن است در بلندمدت به یک الگوی محدودکننده تبدیل شود.
وقتی همیشه موافقیم، شناختن ما سختتر میشود
یکی از پیامدهای کمتر دیدهشده مردمپسندی این است که دیگران ممکن است بهتدریج نتوانند بفهمند واقعاً چه کسی هستیم.
اگر همیشه رستوران مورد علاقه دیگری را انتخاب کنیم، با هر برنامهای موافقت کنیم، ناراحتیمان را نشان ندهیم و هیچوقت نظر متفاوتی نداشته باشیم، طرف مقابل اطلاعات کمی درباره ترجیحات و مرزهای واقعی ما دریافت میکند.
صمیمیت فقط از شباهت و موافقت ساخته نمیشود. بخشی از صمیمیت زمانی شکل میگیرد که دو نفر بتوانند تفاوتهای یکدیگر را ببینند و همچنان در ارتباط باقی بمانند.
آیا مخالفت به رابطه آسیب میزند؟
بسیاری از افراد مردمپسند، اختلافنظر را با خطر برای رابطه یکی میدانند. در حالی که اختلافنظر محترمانه بخشی طبیعی از هر رابطه نزدیک است.
«من اینطور فکر نمیکنم.»
اینکه بتوانیم بگوییم:
یا:
«این موضوع برای من خوشایند نبود.»
لزوماً به معنای ایجاد دعوا نیست.
گاهی تجربه اینکه میتوانیم نظر متفاوتی داشته باشیم و رابطه همچنان ادامه پیدا کند، اتفاقاً احساس امنیت بیشتری ایجاد میکند.
رابطه سالم قرار نیست فقط نسخهای از ما را تحمل کند که همیشه موافق، همیشه در دسترس و همیشه راضی است.
تغییر را از موقعیتهای کوچک شروع کنید
برای خارج شدن از چرخه مردمپسندی لازم نیست ناگهان در همهچیز مخالفت کنید یا «نه»های بزرگ بگویید.
میتوان از موقعیتهای کمخطر شروع کرد:
«من این رستوران را بیشتر دوست دارم.»
«سهشنبه برای من مناسب نیست؛ پنجشنبه چطور؟»
«من درباره این موضوع نظر متفاوتی دارم.»
این تجربههای کوچک به ما فرصت میدهند یک باور قدیمی را در دنیای واقعی امتحان کنیم:
آیا واقعاً هر بار که خواستهام را بیان میکنم، رابطه آسیب میبیند؟
اغلب پاسخ را باید از تجربه به دست آورد، نه از ترسی که از قبل در ذهن ساختهایم.
مهربانی با نادیده گرفتن خود فرق دارد
هدف این نیست که کمتر مهربان یا همراه باشیم. مسئله این است که انتخاب کنیم، نه اینکه از ترس واکنش دیگران همیشه خودمان را کنار بگذاریم.
فرق مهمی وجود دارد میان:
«این کار را برایت انجام میدهم چون میخواهم»
و
«این کار را انجام میدهم چون میترسم اگر انجام ندهم، ناراحت شوی یا مرا نپذیری.»
در اولی، مهربانی یک انتخاب است. در دومی، ترس ممکن است انتخاب ما را هدایت کند.
در پایان
شاید سؤال اصلی این نباشد که «چطور دیگران را راضی نگه دارم؟»
سؤال مهمتر میتواند این باشد:
«آیا در این رابطه، میتوانم خودِ واقعیام را هم نشان بدهم؟»
یک رابطه سالم باید جایی برای خواستهها، تفاوتها، مرزها و حتی «نه»های ما داشته باشد.
گاهی واقعیتر بودن ممکن است در ابتدا کمی اضطراب ایجادکند؛اما صمیمیتی که در آن بتوانیم خودمان باشیم، با موافقت دائمی ساخته نمیشود.